گوشزد

February 25, 2008

چندگاهيست در واكنش به سيستمِ سياسيِ موجود در ايران و وضعيتِ نه چندان بسامانِ اقتصادي و باند بازيهاي ناجوانمردانه اداريِ رايج و الخ [چنانكه افتد و داني]، تبِ ايرانپرستي به شيوه اي خاص و بعنوانِ يك شيوه اعتراضيِ خودجوش مُد شده و بُت سازي از فردوسي و سره گويي به شيوه ي دكتر كزازي هم خواستگارانِ زيادي يافته است. لزومي نمي بينم درباره آنها كه اين روشِ گفتار يا طرفداريِ سطحي و بي پشتوانه از فلان مذهبِ خاص را فقط براي “متفاوت بودن” (كه نزدِ اين جماعتِ سطحِ پايين؛ متفاوت بودن به اين شيوه، برابر با ايراني بودن يا راستين بودن است) بكار مي برند سخني بگويم بلكه چيزي كه مرا در اين باره نگران مي كند ماهيتِ بُت پرستيِ‌ كسانيست كه ميدانند چه دارند مي كنند و كساني كه هدفِ سياسي براي پيشبرد مقاصدِ خودشان ازينكار در نظر دارند. لازمست توجه خواننده را به اين نكته مهم جلب كنم كه هر چيز و كسيكه بناگاه بُت شود و بالا رود، خواه ناخواه از آن استفاده ي ابزاري خواهد شد و آنچه نبايد در باره او بشود خواهد شد و پس از مدتي دستمالي شدن و سوء استفاده، خواهد رفت بر سرش آنچه درباره بُتها مي رود. توصيه ام به اين دوستانِ دوآتشه اينست كه جانبِ اعتدال را نگه دارند و توجه كنند برايِ نشان دادنِ اعتراض لازم نيست كسي را به اوجِ آسمان برسانند و طرفِ مقابل را به حضيضِ ذلت. همچنين توجه كنند به اين نكته كه چنانچه در پيشبردِ‌ برنامه هاي سياسيِ خود شكست بخورند، اين شكست مشمولِ آنچيزيكه به آن نماز برده اند نيز خواهد شد و دامانَش را به ناحق خواهد آلود. آخر چرا ما نبايد جانبِ اعتدال را نگه داريم و بدونِ كم آوردن يا آلودنِ دامنِ اين و آن به لكه ننگ بتوانيم مقاصدِ صرفا سياسيِ خود را پيش ببريم و آنها را از شيادي هايمان بركنار نگه داريم؟ به ديدِ من اگر قرار باشد نگارش، سخنوري و ايدئولوژي بر اساسِ و پوششِ موضع گيريِ‌ سياسي بر عليه اين فرهنگ و فلان مذهب باشد، به لعنتِ سگ هم نمي ارزد و نتيجه اش جز لگد مال شدنِ خود و پيشينه مان نخواهد بود. بماند كه ايدئولوژيك كردنِ‌ يك متنِ ادبي نهايتا نوعي دُگم بازي، راديكاليسم و دهن كجي كردن به فرهنگِ امروز است. من فكر ميكنم آنچه فرهنگ را مي سازد كتاب ها و آنچه در آنها آمده نيستند، آنها فقط مجموعه اي از بايد ها و نبايد ها و شايست و ناشايست ها هستند و بايد هم چنين باشد. فرهنگِ راستين، آدمها هستند و آنچه كه مي كنند. آدمهاي زنده، در كوچه ها و بازارها. در خانه ها و حتي گفتارهاي زيرِ پتوييِ شبانه. اينها هستند كه فرهنگِ ما را بي هيچ دستوري از بالا، شكل داده اند و مي دهند.

اگر قرار باشد از يك كتاب، چيزي بيش از كاركردِ اخلاقيِ آن انتظار داشته باشيم و بخواهيم آنرا بشكلِ‌قانون در زندگيِ مردم اِعمال كنيم نتيجه اش شرم آور خواهد بود.

Comments »

The URI to TrackBack this entry is: http://bakhtiar.blogsome.com/2008/02/25/p95/trackback/

No comments yet.

RSS feed for comments on this post.

Leave a comment

دیدگاه شما هیچگاه برای دیگران به نمایش در نخواهد آمد.



بمنظور جلوگیری از آسیبهای ماشینهای اسپم گذار، لطفا شماره هایی که میبینید را در این خانه وارد کنید.

Get free blog up and running in minutes with Blogsome | Theme designs available here