اعدام را متوقف کنید!

July 24, 2007

1. “اراذل و اوباش” را دیگر از کجایتان در آورده بودید یا بهترست بگویم از کجایتان در آمد و قرارست به کجای ما فرو رود، حضرات؟! این چه استراتژیست که می خواهد راهِ کشتن را با کشتن ببندد؟ اگر آنهمه اعدام و تر و خشک سوزیِ حین و میان و پسِ انقلابِ مقدس و انفجارِ نورتان جواب داده بود اینهم جواب خواهد داد و روی بقیه اش نخواهد رفت. نمی دانم این هیولاهای عهدِ دقیانوسی کی می خواهند درک کنند که تویِ این دنیا هیچ حیوانِ آدم نمایی نداریم و هرکه شبیه انسان است باید باو احترام گذاشت.

2. هیچ دولتی حقِ هیچ اظهار نظر ، دست-درازی و وضعِ قانون برعلیه جانِ آدمهای تحتِ حکومت اش را ندارد. حقِ وضعِ قانون اعدام برعلیه مجرمانِ در بندش را ندارد. اعدامی که با این سبک در تلویزیون در بوق و کرنا میکنند، نوعی کشتنِ دولتی و ایدئولوژیک است. اسم اش هرچه میخواهد باشد: قصاصِ نفس ، اعدام یا هر اسمِ گول-زننده ی دیگری اما نتیجه اش چیزی جز کشتنِ یک عده بدستِ عده ای دیگر در شرایطِ کنترل شده نیست. چه فرق دارد بدست چه کسی و کجا انجام شود. چه فرق دارد آنکه اعدام میشود چه کرده یا چگونه کشته میشود. آیا اگر بدونِ درد کشته شود، اعدام اشکالی ندارد؟ آیا فقط این سنگسار است که بد است و مثلا کشتنِ با داروی مرگ آور خوب است و مشکلی ندارد؟ مهم، کشتنِ طرف است که دارد در مملکتِ ما با پنج هزارسال تمدن انجام میشود. مهم اینست دریابیم با کشتن نمیشود زندگیِ دیگران را امتداد داد یا راحتتر کرد. بدونِ مهرورزی نمیشود بجایی رسید.

3. نباید همه ی گناهان را به گردنِ دولت بیاندازیم. این ملتِ ماست که عقب مانده و عهدِ حجری است و دیدنِ مرگِ یک مفلوکِ دست بسته و تاب خوردنِ یک جنازه را بر سرِ دار خوش دارد و برایش این لحظات در حکمِ تفنن است. تا مردمِ ما راضی نباشند به اینکار، دولت جراتِ انجام آنرا ندارد. طرزِ فکرها باید عوض شود و آدمتر شویم. باید هرکس از خانه و شهرِ خود آغاز کند و به کسانِ خود مهرورزی ، دستگیری و بخشش را بیاموزد.

+ عکسخانه

ارزش توله سازی

July 10, 2007

زروان، هزار سال در آرزوی فرزند به قربانی ایستاد.(در باورهای اسطوره‌ای ایران این نفس عمل قربانی‌ است که خاصیت دارد) پس از هزار سال شکی به وجود او افتاد. بر اثر قربانی‌ها هرمزد و بر اثر آن شک اهریمن در زهدان او پدید آمد. زروان که دانست هرمزد به دهانه زهدان نزدیکتر است قصد کرد که پادشاهی را به فرزندی که نخست زاده شود بسپارد. هرمزد بنا به سرشتش (آگاهی مطلق) از این تصمیم مطلع شد و برادر خود را نیز آگاه نمود. اهریمن تلاش کرد که نخست از زهدان بیرون بیاید ولی چون هرمزد به خروجی نزدیکتر بود موفق نشد پس شکم مادر را درید و از آن طریق بیرون آمد. زروان به اهریمن گفت : فرزند من نیک و خوشبو است ولی تو پلید و گنده‌ هستی. پس آنگاه هرمزد نیک و آراسته و خوشبو به جهان آمد. زروان بنا به عهدی که کرده بود به ناچار پادشاهی جهان را به مدت نه‌هزار سال به اهریمن سپرد. ولی پادشاهی مطلق جهان پسین به هرمزد خواهد رسید و هرمزد در نهایت بر اهریمن چیره خواهد شد.

+ بعضیها چرا مثل زروان بدنبال یک مثقال اسپرمِ متعهد اینهمه گند و کثافت در جهان بپا میکنند؟ چرا گندی بپا میکنند که صد آدم عاقل هم نمی توانند جمع اش کنند؟!

Get free blog up and running in minutes with Blogsome | Theme designs available here