بازی
فاطمه! اینکه همه اش را من پشتِ کلمه ها چشم بگذارم و تو بروی توی تاریکی ها قایم شوی و از دورها زل بزنی به من، دارد بازی خسته کننده ای می شود برایم. گمانم باید سبک ِ بازیمان را عوض کنیم و یا بصورتی جدی و متعهدانه تر “تمام” اش کنیم. گرچه من از همان ابتدای پلیس-بازیِ شما هم که به این قایم-موشک بازیِ کذایی انجامیده دوست نداشتم توی این بازی ها باشم. خلاصه اینکه الان نوبت ِ بازی شماست!
+ چند عکسِ تازه در اینجا قرار داده ام.
