آبگیری و نامه سرگشاده

April 21, 2007

خب؛ به سلامتی سد سیوند را هم آبگیری کردند تمام شد رفت پی کارش. اما درین لحظات آن کسانیکه برای آبگیری نشدن سد سیوند مقاله و گفتار صادقانه نوشتند، امضا و طومار جمع کردند و دیدگاههای درست خود را بی چشمداشت رسیدن به شهرت به دولتمردان نمایاندند نباید افسرده باشند چراکه گمان کنم نهایت کردار شهروندانه ی خود را برای بفرجام نرسیدن اینکار انجام دادند و سالها پس ازین، مردم ما با خواندن این داستان با آنها همفکری و همدردی خواهند کرد. ازدیگر-سوی باید بعد دیگر مسئله را هم دید و به زمیندار شدن یکسری مردم کشاورز و همینطور آبادتر شدن آن منطقه هم اشاره کرد که خود جای خوشحالی دارد.

- انگار دکتر دوستخواه هم بدش نمی آید چلنج میان دکتر رجبی و خانم میرزادگی را ببیند. پرواضح است که دکتر دوستخواه از انتشار این بحث منظوری دارد و طرفدار یکطرف بحث است اما هنوز مطمئن نیستم که کدام اندیشه را پاسداری میکند. اما شخصا مطرح شدن چنین نامه های تندوتیز و جانبدارانه ای را در قالب “نامه سرگشاده” و در وبگاه فرهنگی ایرانشناخت نمی پسندم و انتظار دارم دکتر دوستخواه خودش را وارد این موضوعات نکند. من اصولا با نامه ی سرگشاده مشکل دارم و آنرا بعنوان نوعی ضربه ی آخر یا یک پاتک برای گرفتن جواب و نیز همگانی کردن یک گفتگوی خصوصی میدانم؛ نامه ی سرگشاده یکجور ضعف است و هرگاه به حرفهای یکنفر توجهی درخور نمی شود او اقدام به چنین کاری برای نوعی دادخواهی میکند که البته زیاد اخلاقی نیست اما میان ما رواج دارد، پس آنرا توجیح میکند.

+ جشن زادروزمان را هم بسلامتی گرفتیم و رویداد خاصی رخ نداد و هنوز زنده هستیم. از همه ی آنهایی که آمدند یا زنگ زدند ممنونم . از همه ی انهایی که ارزش اینروز را برای ما میدانستند و زنگی نزدند نیز ممنونم. از آنهایی که در گاهشمار چند دهه ای ما دودرمان کرده اند نیز ممنونم.

Get free blog up and running in minutes with Blogsome | Theme designs available here