درباره ترجمه متون دینی

April 6, 2007

همه ی ترجمه های گاتاهای ما از دسته ی بینا-زبانی هستند و از زبانی باستانی و تقریبا نامفهوم برای ما بزبان امروزین مان ترجمه شده اند. اصولا ترجمه بسیار کار حساسیست و نیازمند یک آمادگی ذهنی، پیش از کار از سوی مترجم نسبت به متن است.

(۱) برابرهای واژگانی همواره تمایزهای ظریفی با یکدیگر دارند. مثلا «ناتوانی» و «درماندگی» ممکنست در فرهنگ واژگان مترادف باشند، اما دقیقا یک معنا ندارند و در زمینه های متفاوتی بکار میروند.

(۲) با دگرگونی در ساختار جمله، معنا تفاوت میکند. یک روستایی وقتیکه بهمراهش میگوید: «عجب شب بدی است، هوا دم کرده..» از شبی خاص یاد میکند اما وقتی «نیما» میگوید: «هست شب، یک شب دم کرده و خاک رنگ رخ با..» اشاره میکند به فضای دلگیر زندگی و شاید بشود گفت: کنایه ایست از اختناق. اینجاست که چنانچه مترجم، متنش را با حال و هوای روش گفتن و نوع متن اصلی هماهنگ نکند، نتیجه ای بد خواهد داشت. بگذریم که گاهی انتقال این حس اصلا از عهده ی ترجمه بر نمی آید.

(۳) برابر دقیق معنایی در ترجمه یافتنی نیست. هیچ ترجمه ای نمی تواند دستیابی کامل به متن اصلی را ممکن کند بلکه به دید من تنها خواننده را به خواندن اصل اثر تحریک میکند و بس.

(۴) همانطور که واژگان مترادف در یک زبان دارای معنای یگانه ای نیستند، واژگان هم-ارز در زبان های متفاوت نیز معناهایی یکسان ندارند. هر واژه یادآور معانی ضمنی متعددی است که شماری از آنها ترجمه شدنی نیستند و تمام معانی با یک واژه برگردانده نمی شوند. (در ترجمه گاتهای دکتر دوستخواه رعایت این مسئله بدرستی صورت پذبرفته و ایشان با رعایت دقیق آن، از ترجمه اصطلاحات مزدیسنا به پارسی اجتناب نموده اند، چیزیکه استاد پورداوود نیز آنرا بدرستی و تیزبینی تذکر داده اند اما امروزه میبینیم که بیشتر پژوهشگران و مترجمان آنرا مد نظر قرار نمی دهند و مثلا ترکیب «گئوش اورْوَ نَه» را روان جهان،جان،روان گاو،چربی و..الخ ترجمه میکنند و در متون خود بکار می گیرند. راه درست اینست که واژه را با گویش قدیمش نوشت و در زیر-نویس به بیان معانی پرداخت تا ذهن خواننده نیز نسبت بآن واژه در متن روشن شود.)

(۵) گاتاها شعر است و در شعر، زبان چند-معنایی میشود. انتقال همه ی این معانی و نیز انتقال وزن و همنشینی واج های واژگان از راه ترجمه به زبان امروزین ما یا هر زبان دیگری ناممکن است. اما گاتاها متنی دینی ست و دارای قدرتی ماورایی، در ترجمه (و حتا ترجمه های ضعیف) نیز قدرت بیان ِ سراینده اش بخوبی «معنا» را هویدا می کند.

(۶) برخی مترجمین در ترجمه گاتها تلاششان بر انتقال حس ِ شعرواره بودن گاتها به خواننده بوده است و برخی بر انتقال درست معنا. بگمان من انتقال شعرواره گی گاتها بزبان ما خود نوعی بازسرایی و تبدیل آن به شعری دیگر است که البته آن اصالت متن اصلی را نخواهد داشت.

با همه ی اینها همه ی ترجمه های گاتها را در خور میدانم. چراکه هریک از ترجمه ها نقاط ضعف و قوتی دارند و همگی با هم میتوانند تصوری یگانه و کامل تر را در ذهن خواننده پدید آورند البته با این شرط که شخص همه ی ترجمه ها را بخواند.

حالا پرسشم اینست که: چه خواهد شد اگر از همان ابتدا توقع خواننده در رویارویی و خوانش ِ متن ترجمه شده این نباشد که متن اصیل را در این زبان تازه بیابد؟ اگر خواننده با این متن جدید همچون شعری تازه رویارو شود و آنرا چون یک متن ادبی جدید بپذیرد و در بند آن نباشد که با متن قدیم و اصیل همخوان باشد چه خواهد شد؟
لازمست بگویم این توصیفات و تشریحاتی که من آوردم، مسائلی نظری بوده و نباید که مورد سوءاستفاده یا سوءبرداشت قرار گیرد.

Comments »

The URI to TrackBack this entry is: http://bakhtiar.blogsome.com/2007/04/06/p36/trackback/

No comments yet.

RSS feed for comments on this post.

Leave a comment

دیدگاه شما هیچگاه برای دیگران به نمایش در نخواهد آمد.



بمنظور جلوگیری از آسیبهای ماشینهای اسپم گذار، لطفا شماره هایی که میبینید را در این خانه وارد کنید.

Get free blog up and running in minutes with Blogsome | Theme designs available here