درباره دین و دئنه
واژه ي "دين" كه در عربي به كار مي رود از ريشه ي سامي "ديانو" ست كه پيش از اسلام در ميان قومهاي سامي، نام يكي از خدايان بوده و سپس در ديگرديسي به مفهوم راه و رسم پيروي از آن خدا و باز هم سپس تر خدايان ديگر درآمده و از هنگام پيداييش اسلام، معناي پيروي و پرستش خداي يگانه "الله" را يافته است كه البته خود اين "الله" نيز با اسلام پديد نيامده و از ريشه ي سامي ي "ايلو" بوده و به كار مي رفته است؛ چنان كه نام پدر ِ خود ِ پيامبر اسلام؛ پيش از آن كه اسلامي دركار باشد و از شريعت يا دين "الله" سخني به ميان آمده باشد؛ "عبدالله" بوده است و نشان از پرستش خدايي به همين نام مي دهد.
به وارونه ي اين، "دَئنَه" در گاهان نام هيچ خدا يا طريقت پرستشي نبوده و هيج ربطي هم با "دين" سامي نداشته و مفهومش "نيروي باز شناسنده يا وِجدان" (يكي از نيروهاي پنجگانه ي آدمي) بوده است. کسانیکه در متن خود "دین" را نوشته اند و هدفشان "دئنه" بوده است به این اشتباه دامن زده اند. در واقع اشکال اینجاست که اینان قاعده ای را که یک پژوهشگر و نگارنده باید درباره متون دینی زرتشتی رعایت کند رعایت نکرده اند، اگر یکنواختی نوشتاری درباره "دئنه" وجود داشت و آنرا گرد نمی کردند و بشکل "دین" نمی نوشتند اکنون این مشکل و سردرگمی برای جستجوگران وجود نداشت. جتما دوستان متوجه شده اند که این یک جریان واژه شناسی است. منظوری که من در بکارگیری واژه ی "دین" دارم همان چیزی است از تعریف سامی وام میگیرم. یعنی روشی ملزم کننده، دامنه دار و کهن؛ نه روشی دالای لاما-وار. بدیگر-گفت؛ نمی توانم این اجازه را بخودم بدهم که کلیت زرتشت-اندیشی چندهزار ساله را ایزوله کنم و هرچه را نخواستم انکار کنم و دور بیندازم.
