درباره دین و دئنه

February 24, 2007

واژه ي "دين" كه در عربي به كار مي رود از ريشه ي سامي "ديانو" ست كه پيش از اسلام در ميان قومهاي سامي، نام يكي از خدايان بوده و سپس در ديگرديسي به مفهوم راه و رسم پيروي از آن خدا و باز هم سپس تر خدايان ديگر درآمده و از هنگام پيداييش اسلام، معناي پيروي و پرستش خداي يگانه "الله" را يافته است كه البته خود اين "الله" نيز با اسلام پديد نيامده و از ريشه ي سامي ي "ايلو" بوده و به كار مي رفته است؛ چنان كه نام پدر ِ خود ِ پيامبر اسلام؛ پيش از آن كه اسلامي دركار باشد و از شريعت يا دين "الله" سخني به ميان آمده باشد؛ "عبدالله" بوده است و نشان از پرستش خدايي به همين نام مي دهد.

به وارونه ي اين، "دَئنَه" در گاهان نام هيچ خدا يا طريقت پرستشي نبوده و هيج ربطي هم با "دين" سامي نداشته و مفهومش "نيروي باز شناسنده يا وِجدان" (يكي از نيروهاي پنجگانه ي آدمي) بوده است. کسانیکه در متن خود "دین" را نوشته اند و هدفشان "دئنه" بوده است به این اشتباه دامن زده اند. در واقع اشکال اینجاست که اینان قاعده ای را که یک پژوهشگر و نگارنده باید درباره متون دینی زرتشتی رعایت کند رعایت نکرده اند، اگر یکنواختی نوشتاری درباره "دئنه" وجود داشت و آنرا گرد نمی کردند و بشکل "دین" نمی نوشتند اکنون این مشکل و سردرگمی برای جستجوگران وجود نداشت. جتما دوستان متوجه شده اند که این یک جریان واژه شناسی است. منظوری که من در بکارگیری واژه ی "دین" دارم همان چیزی است از تعریف سامی وام میگیرم. یعنی روشی ملزم کننده، دامنه دار و کهن؛ نه روشی دالای لاما-وار. بدیگر-گفت؛ نمی توانم این اجازه را بخودم بدهم که کلیت زرتشت-اندیشی چندهزار ساله را ایزوله کنم و هرچه را نخواستم انکار کنم و دور بیندازم.

چند پیشنهاد به بلاگرهای زرتشتی-نویس

February 22, 2007

 برای دوستانی که در وبلاگشان درباره زرتشت می نویسند چند پیشنهاد دارم که بدیدگاه خودم هم متنها را یکپارچه تر میکند و هم پویایی مطالب و نگاشته ها را بیشتر می کند. جان سخنم نیز احترام به متن و همچنین تاکید بر جستجوست. پیشنهادات را فهرست وار می آورم و خواهش میکنم دوستان آنرا تا بآخر بخوانند.

+ تکلیف خودتان را در نامبردن از دین زرتشت با خواننده تان روشن کنید. بیشتر متنهایی که درباره زرتشت وجود دارند (در اینترنت و کتابها) در این مورد تکلیفشان روشن نیست، انگار هنوز باین مسئله نیاندیشیده اند در حالیکه این مسئله در مبحث واژه شناسی اهمیت زیادی دارد. شما با چگونه نامبردن از دین زرتشتی منش تان را روشن می کنید. در بیشتر کتابها می توانیم چنین رویه غلطی را که شرح می دهم ببینیم؛ نویسنده در خط اول می نویسد: "آیین زرتشت دارای آیینهای روحبخشی است و.." پس از آن در چند خط پایینتر مثلا می نویسد:"دین زرتشت در اینباره …". نخست اینکه نویسنده تکلیفش در نامبردن از دین زرتشت روشن نیست، گاهی آنرا آیین می داند و گاهی دین. در واقع یک هویت را در یک لحظه، دوچیز جداگانه می پندارد. اشتباهی هم در جمله اول هست و آن اینست که نویسنده "آیین زرتشت" را دارای "آیینها"ی روحبخشی می داند. چگونه ممکنست یک آیین دارای آیین هایی باشد؟ در حالیکه آیین نمی تواند دارای زیر مجموعه ای باشد، آیا یک آیین می تواند دارای آیینهایی باشد؟ آیا میتوانیم بجای آیین نوروز بنویسیم دین نوروز؟ لطفا باین مسعله فکر کنید و خوب است اگر این یادداشت من را درباره همین مسئله نیز بخوانید. من درینباره با دکتر جلیل دوستخواه نیز گفتگویی پربار داشته ام که البته هنوز اجازه پخش این گفتاورد را در وبلاگم از ایشان نگرفته ام و بمحض دریافت دیدگاه مثبت ایشان بانتشار این مسئله، آنرا در همین وبلاگ می آورم.

+ در نوشتن، سبک خودتان را داشته باشید و سعی نکنید هنگام نوشتن یک مقاله از «ادبیات نگارشی» نویسندگان معروف استفاده کنید. به دید من شما با داشتن ادبیات نگارشی ویژه خودتان به نوشته های خود هویت و عمق بیشتری میدهید و خواننده ای چون من را متوجه این موضوع می کنید که نویسنده ای مستقل هستید و روش نگارشتان برداشتی از روش نگارشی فلان نویسنده معروف نیست. برای نمونه برخی نویسندگان، بیشتر جملات خود را با چنین چیزی آغاز می کنند: "بگمان این نگارنده…" یا "این نگارنده.." برای کسانیکه کتابهای ارزشمند ابراهیم پورداوود را خوانده باشند چنین آغازهایی بسیار آشنا و تکراری بنظر می رسند.

+ در نامبردن از اصطلاحات مزدیسنا دقیق باشید و هیچگاه معادلهای فارسی آنها را بجای این اصطلاحات در مقالاتتان استفاده نکنید. روا نیست بجای "سوشیانت"ها در مقاله مان بنویسیم "سودرسان"ها و یا بجای "امشاسپندان" بنویسیم "مقدسان بیمرگ" چراکه هر دینی دارای اصطلاحات ویژه ی خود می باشد و کسیکه  خود را در آن وارد می کند باید از دست بردن و هرگونه تغییر آن برکنار بماند و به "ادبیات" آن دین تن در دهد.[در همین باره: درباره دین و دئنه]

+ نام زرتشت دارای گویشهای مختلفی است و این خود نشان دیرپا بودن و گسترده بودن آن در میان اقوام گونه گون است. من همیشه با خواندن یا شنیدن "زرتشت" مستقیما بیاد اصلاحگر نیک-اندیش ایرانی(زرتشت) می افتم اما وقتی با دیگر گویشها برخورد میکنم (زردشت، زردهشت یا زراتشت و..) معمولا با یکجور جانشینی و فاصله زمانی که در مغزم رخ میدهد متوجه میشوم که این نام، یک گویش از گویشهای نام "زرتشت" است؛ بر همین اساس گمان کنم چنانچه مصطلح ترین گویش را که امروزه "زرتشت" است استفاده کنیم دست-کم دارای متون یکپارچه تری خواهیم بود. البته واضح است که استفاده از دیگر نامها در متن اشکال و غلط هم محسوب نمی شوند اما به این بستگی دارد که نویسنده از بکارگیری آن نام چه منظوری دارد و آنرا کجا و در چه  گونه متنی بکار می برد.

+ منابع تکمیلی که در مورد دین زرتشت وجود دارند اغلب دو دسته اند، یا متونی جانبدارانه اند و یا متونی که آنرا به دید انکار نگریسته اند. شما تلاش کنید با تکیه بر هویت ایرانی خود و نیز داده های خام، دیدگاههایی بیطرفانه اتخاذ کنید. چنین متنهایی به حقیقت موضوع نزدیکتر خواهند بود.

+ در جشنهای زرتشتیان شرکت کنید و از روند برگزاری این جشنها برای خوانندگان خود گزارش و عکس تهیه کنید تا کسانیکه مایلند درباره روش برگزاری جشنهای ایشان تحقیقی داشته باشند بهتر بتوانند در جریان کار قرار گیرند.

+ منابع گونه گون را برای پژوهشهای خودتان تهیه کنید و آنها را مطالعه نمایید و بخوانندگان نیز معرفی کنید. همچنین بسیار خوب خواهد بود اگر پس از خواندن یک منبع ، چکیده ای از آنرا در وبلاگتان بیاورید و آنرا شرح دهید.

+ به عمق و محتوای مطالب خود نگاه کنید نه تعداد مقالات. به دید من، وبلاگهایی که دارای ده مطلب پژوهش شده و خود-ساخته در سال بوسیله نویسنده وبلاگ باشند وبلاگهایی ارزشمندتر و اندیشیده تر هستند.

+ کپی-رایت را رعایت کنید و مطالب وبلاگهای دیگر را بهیچ شکلی در وبلاگ خود قرار ندهید. در عوض میتوانید به نوشته های آنها لینک بدهید و دیدگاهتان را در زیر لینک نسبت بآن مقاله ابراز کنید. بایسته است بهنگام نقد، نویسنده مقاله را از نقد خود آگاه کنید و این حق را باو بدهید تا چنانچه پاسخی بر نقد شما دارد آنرا بهر شکل که خواست منتشر کند.

+ در لینک دادن، دست و دلباز باشید و بی هیچ چشم-داشتی به مطالب یا وبلاگهای خوبی که در نت برخورد میکنید لینک بدهید و دیگر خوانندگان را هم در خواندن آن شریک کنید.

+ کنفرانس اینترنتی، بیانیه و مسابقه ترتیب دهید و نسبت بمسائل روز اظهار نظر کنید و مواضع تان را ابراز کنید.

+ در وبلاگ خود در مورد حواشی و مسائل موجود در دین زرتشت "نظرسنجی" بگذارید و پس از پایان زمان یا تعداد مشخصی نظر، آنها را در یادداشتی برای خوانندگانتان آنالیز کنید.

+ از آنجا که منابع زرتشتی در اینترنت کم هستند ، تلاش کنید متون کهن مزدیسنا را بصورت فایل PDF  درآورید و در اختیار جستجوگران قرار دهید. [دانلود گاتاها]

+ روشهای پژوهشی نوینی بیآفرینید و کوشش کنید ناشناخته های موجود در دین زرتشتی را برای خود و خواننده روشن کنید.

+ به "اوستا شناسی" توجهی ویژه داشته باشید. ترجمه های گونه گون گاتاها را بگیرید و آنها را با هم مقایسه کنید.

+ تلاش کنید خط دین-دبیره را بیاموزید و لذت خواندن و درک گاتاها بزبان اوستایی را تجربه کنید.

February 15, 2007

چه دانستم که این سودا، مرا زین سان کند مجنون
دلم را دوزخی سازد، دو چشمم را کند جیحون

چه دانستم که سیلابی مرا ناگاه برباید
چو کشتی ام در اندازد میان قلزم پر خون

نقدی بر پژوهشهای [بسیار] ایرانی

February 12, 2007

تازگی ها در پژوهشهای ایرانی، یادداشتی از نویسنده منتشر شده که حاوی مطالبی درباره رابطه سده و زرتشتیان است[+]. انگیزه نویسنده در بهترین حالت اینست که بپنداریم ایشان دلسوز ملی شدن جشن سده هستند ، طوریکه بتوان این جشن را براحتی و با پشتوانه ی مردمی در کوی و برزن و بر پشت بام هر خانه ای برگزار کرد، اما گویی می پندارند زرتشتیان مانع میهنی شدن جشن سده هستند و اگر آنها سده را برگزار نکنند همه چیز درست خواهد شد. بندی که در زیر از مقاله ی مورد نظر می آورم از دو دیدگاه برایم جالب است: یکی «بحث جوانان و کارکرد آن در متنهای ایشان بطور کلی» و دیگری دلایلٍ بگفت ایشان: خسته و نا امید کردن جوانان و مردم.

 [ چنین شیوه‌ای علاوه بر تحریف تاریخ و فرهنگ، موجب شده است كه جوان جستجوگر و دوستدار فرهنگ كهن كه آگاهی كمتری از مناسبت‌های ملی و شیوه‌های برگزاری آن در نواحی گوناگون دارد، چنین بپندارد كه برای گرامیداشت آیین نیاكان، تنها راه ممكن شركت در چنین مراسمی است. اینان كه نمی‌دانند شیوه اصیل و كهن برگزاری سده، نه در گرد آمدن بر حلقه مراسم ساختگی روحانیان، كه در فراوانی شمار آتش‌ها در هر كوی و برزن، و بر فراز هر كوه و بام است؛ با شور بسیار به چنین مراسمی می‌شتابند و آنگاه است كه وقتی با دربان و كارت شناسایی و مزاحمت‌ها روبرو می‌شوند، خسته و ناامید باز می‌گردند و خود را سرزنش می‌كنند كه نتوانسته‌اند آیین نیاكان را پاس دارند. از سوی دیگر، چنین تبلیغی كه «این مراسم خاص زرتشتیان است و دیگران حق ورود ندارند»، موجب شده تا عده‌ای دیگر كه تصور می‌كنند شكل درست برگزاری مراسم به همین گونه است و...+.]

تقریبا از زمان ظهور مطبوعاتٍ به سیاست آمیخته ی کشور ما، برای برخی نویسندگان همواره قاعده بر این جاری بوده است که در مناسبت های گوناگون و بگونه ای مشکوک و لیبرال-مآبانه «از جوانان حمایت کنند.» در قبال که؟ در برابر چه؟ پاسخ این پرسشها اغلب در پرده ای از ابهام می ماند، بنابراین چهره ی نویسنده برای خواننده ی آگاه پس از خواندن متن، چهره ای بسیار بی معنی و حتا مسخره بخود می گیرد، بویژه حملاتی که اهداف شخصی دارند: در این مایه که «دیدگاه من لیبرال تر است، در حالیکه شما جوانان را ملامت و سرخورده می کنید و در نتیجه انحصارطلب و واپسگرا هستید.» نویسنده پژوهشهای ایرانی نیز هرگاه می خواهد کسی را بحق یا بناحق محکوم کند بلافاصله بحث جوانان را مطرح می کند. ایشان در قائله ای ژورنالیستی نیز که چندی پیش بر علیه دکتر نوری علا بپا کردند سخن از «جوانان معصوم و فریب خورده» میداشتند ، اینبار هم پای «جوان جستجوگر و دوستدار فرهنگ کهن» در میان است. از دید من چنین متن هایی با چنین عناوین خواننده پروری را باید از دید تاثیر دراماتیکی که نویسنده می خواهد بر خواننده بگزارد بررسی کرد. این بسیار غیر اخلاقیست که برای متقاعد کردن خواننده به درستی حرفهای خودتان به هر چیزی چنگ بزنید، از دیگر سو شما دارید شعور و فهم جوانان جستجوگرتان را برای اثبات حرفهایتان به پایین ترین سطح می رسانید. چنین ادبیاتی مبتنی بر این پندار مسخره است که جوانان ما هنوز به اندازه ای خام و ناپخته اند و بحدی از سادگی اند که نمی فهمند و هر چیزی را به بهای اسمی آن می پذیرند اما این زیان موقت متن شماست؛ جنبه ی دیگر این شیوه ی «حمایت از جوانان در قبال برخی اندیشه ها و گروهها» انکار ساده ی این حقیقت است که گاه صورت خشن و شرم آوری پیدا می کند:«جوانان معصوم! حقیقتی در کار نیست، در کار نبوده است و نمی تواند باشد؛ هرکس که بخواهد بگوید که چیزی غیر از این است به شما دروغ گفته و بنابر این دشمن شماست». پس شما در درجه ی نخست به شعور و فهم جوانان توهین میکنید تا بخواهید چیزی به آنان بیفزایید، در مرحله پسینش هم در مقامی مرشدمابانه حرفتان را اثبات و نفی حقیقت میکنید و اهمیت واقعی مطلب هم در همین است. یادآور می شوم که «شیوه ی جوانان» تنها ابداع و اختراع شما نیست، این شیوه ی نخ نما، معمول مجلات لیبرال نما است؛ اما در همین مجلات نیز شاید، با این سادگی و بی ریایی بکار زده نمی شود.

 برای پاسداشت جشن سده می توان دلایلی همچون باورهای اسطوره مند، اخترشناسی، مذهبی، آیینی و سیاسی را برشمرد. گمان نمی کنم دلایل برگزاری جشن سده را بتوان به یک یا دو گزینه محدود کرد، نمی شود گفت که چنین جشن کهنی فقط دیدگاه اخترشناسی دارد. در متون قدیمی نوشته شده که کشاورزان خاکستر حاصل از جشن سده را در زمینهای خود می پاشیده اند که بگفتٍ بسیاری از دانایان، نوعی آیین جادویی برای باروری هرچه بیشتر کشتزارها از راه جذب نیروی درونی آتش توسط زمین است. گاهی هم چنین جشنی در حکم نوعی مبارزه مدنی و سیاسی با حکما و سلاطین جبار در دوره های مختلف بوده است. بیژن در مقاله ای که بحق از کاملترین مقالات گردآوری شده درباره جشن سده است این موضوع را چنین توزیح می دهد: [فراموش نکنیم که در زمان سلطه خلفای جبار بر سرزمین های ایرانی ، روشن کردن آتش جشن سده بر بام خانه ها ، نوعی «مبارزه مدنی» و تظاهر به آیین های ایرانی و به ریشخند گرفتن فرمان های حکومتی بود که فلسفه برگزاری این آیین های پر معنی را نمی فهمیدند و همواره بنام مبارزه با سنت مجوسان و آتش پرستی ، با آنها مبارزه می کردند. چنین برخوردهای اهریمنی با دیدگاههای یک ملت نیز میتواند باعث ایجاد تحولات فکری در جامعه ی تحت فشار گردد و آیینی همچون سده را از نو زنده کند.+.] بگمان من از همین دوره ها بود که زرتشتیان ایران بر اثر فشارها (اعم از کتاب سوزیها، از میان رفتن منابع دینی و بخاطر حفظ هویت) جشن سده را از نو برپا داشتند. از همین روی، این بی انصافیست که برپایی جشن سده از سوی زرتشتیان را بگفتٍ نویسنده پژوهشهای ایرانی به «چند سال اخیر» و بخاطر عقب نیفتادن از قافله روشنفکری تقلیل دهیم.

 در مورد نبودن نشانی از سده در منابع زرتشتی باید بدنبال نشانه های عدم پذیرش زرتشتیان در دوره ساسانی ازین جشن بود، حتا برای کسانی هم که دانسته های کمی در مورد زرتشتیان دارند بسیار تعجب آورست که چرا آنها در دوره زمانی خاصی هیچ اثر و نشانه ای ازین جشن در متون خود بروز نداده اند، آنهم زرتشتیان زمان ساسانی که همواره در علوم زمان خود پبشرو بوده و به پل و سدسازی و گسترش کشاورزی(که رابطه ای انکار ناپذیر با این جشن دارد) شهره اند. از دیدگاه من دلیل نبودن سده در نوشته های ساسانی و همچنین نوشته های دینی پس از آن را باید در روش برگزاری این جشن در میان مردم جستجو کرد و فرضهایی ازین دست را مطرح نمود: آیا امکان این فرض ممکن نیست که در جشنهای سده ای که تا پایان ساسانیان برگزار می شد، کارهایی انجام میشده که مخالف امر نیک و اصول زرتشتی بوده باشد و نتیجتا موبدان این نوع جشن را ناروا دانسته باشند؟ همچون آتش زدن پرندگان و بهوا پرتاب نمودن آنان در شب ، باده خواری بیش از حد، قربانی کردن گاو و دیگر جانوران و یا بی احترامی به آتش و کارهایی ازین دست که در منابع هم ثبت است؟

همینطور وقتی هنوز در دهات گوشه و کنار ایران این جشن با «کیفیتهای گوناگون» در حال برگزاریست این خود دلیل محکمی است بر قدمت و همگانی بودن آن اما گویی نویسنده می خواهد حساب زرتشتیان را از دیگر ایرانیان جدا کند؛ اگر نویسنده ی مقاله، این جشن را براستی ملی می پندارد قاعدتا نباید بر زرتشتیان جهت برگزاری این جشن خرده بگیرد و سعی در تاریخ زدایی این جشن از آنان داشته باشد. اما نویسنده در پی آنست که به خواننده بقبولاند جشن سده (علیرغم ملی بودن) تنها از آنٍ ایرانیانی بوده است که زرتشتی نبوده اند (با این دلیل که از سده در نوشته های زرتشتی اثری نیست) اما بناگاه [در چند سال اخیر و همزمان با توجه و علاقه روزافزون جوانان ایران به آیین‌ها و فرهنگ ملی، خوشبختانه زرتشتیان نیز تصمیم گرفتند تا این جشن را مانند بسیاری از دیگر مردمان ایرانی برگزار كنند+]. البته در متن ایشان دقیقا مشخص نیست که این «چند سال اخیر» از چه زمانی آغاز شده است و اینکه چرا بسیاری از ایرانیان (تقریبا همه ی شهرنشینان) جشن سده را برگزار نکردند و چگونه شد که بگفتٍ نویسنده ی پژوهشهای ایرانی، اجرای مراسم (آنهم بشکلی ساختگی) بدست زرتشتیان و روحانیان ایشان افتاد، آیا بهدینان دیگر-ایرانیان را با زور و تزویر یا تحریف به برگزار نکردن جشن سده مجبور کردند و فرض هایی ازین دست؟ بنده گمان نمی کنم هیچگاه اندیشمندان و هسته های اصلی تفکری بهدینان آنگونه که امثال قیاس آبادی در نظر دارند در اندیشه ی انحصار طلبی و محدود کردن آیینهای باستانی به خود باشند و در چنین سطوح پایین تفکری بسر برند. من همواره از ایشان شنیده ام و خوانده ام که خواهان ملی شدن سده و برگزاری آن بشکل فراگیر هستند و همواره خواسته اند تا دیگر ایرانیان نیز خودشان چنین جشنهای میهنی را برگزار کنند و متکی به اشاره ی هیچ فرد و گروهی نباشند. درین رابطه سخنی از زنده یاد کسرا وفاداری را در مورد برگزاری سده می آورم که تا حدودی ابعاد مسئله را برای خواننده روشنتر می کند: [براى ملى كردن جشن سده دو راه داريم. يا دولت، برگزارى جشن سده را به شكل كنونى تعطيل كند و خودش با فراهم آوردن آتش و توزيع غذا و… به فراگير كردن آن اقدام نمايد. مانند آويزان كردن چراغ يا پخش غذا در جشن هاى دينى مسلمانان. راه دوم اين است كه جشن هايى مثل سده، گاهشمارى ايران باستان و همزيستى انسان با طبيعت از طريق تلويزيون آموزش داده شود. آن موقع است كه مردم، جشن را خودشان برگزار خواهند كرد.+.]

چندین سال پیش ازین، خودم از یک موبد زرتشتی در مورد مشکلاتی که بر سر شرکت هموطنان در جشن سده زرتشتیان وجود دارد پرسش کردم. مشکلات موجود درین راه گوناگونند، از مسائل عرفی گرفته تا مسائل امنیتی و پیش شرطهایی که دولت هر ساله جهت برگزاری این جشن وضع و رعایت می کند. اکنون سخنان سعید تقوی، رئیس پیشین اداره امور اقلیت های دینی وزارت ارشاد و فرهنگ اسلامی را بخوانید که از دید من نشاندهنده دید دولت به برگزاری و روش برگزاری چنین مراسم هایی است: [تلاش ما اين است كه جشن هايى مثل سده در كمال امنيت و آرامش برگزار شود. ما دوست داريم كه زرتشتيان مطابق با آداب و رسوم و عقايد خود، سده را جشن بگيرند. اما اگر بخواهيم غيرزرتشتيان در اين جشن ها شركت كنند، آيا فضاى كافى و جاى مناسب وجود خواهد داشت؟ علاوه بر مشكل قبل، ممكن است با دشوارى هاى ديگرى روبه رو شويم. به عنوان نمونه در جشن كريسمس، تدارك ديده شده است كه هموطنان مسيحى به رقص، آواز و پايكوبى بپردازند و پوشش رسمى نظام را نداشته باشند. حالا فرض كنيد كه شركت غيرمسيحيان در جشن هاى كريسمس آزاد باشد. به همين دليل و با توجه به توافقات انجام گرفته با مسئولان ذيربط و بزرگان زرتشتى، شرط برگزارى جشن ها بر طبق آداب و رسوم و عقايد زرتشتيان، جلوگيرى از حضور غيرزرتشتيان در جشن هاى آنان است. البته حضور خبرنگاران، محققين و اساتيد دانشگاهى كه در رابطه با زرتشتيان به تحقيق مى پردازند آزاد است. نماينده وزارت ارشاد در مراسم بزرگداشت جشن سده افزود: «اعلام جشن سده به عنوان جشن ملى ايرانيان، زود به نظر مى رسد. هر چند كه ما هم قبول داريم كه سده، يكى از جشن هاى بزرگ ايرانيان بوده است. اما براى ملى كردن جشن سده، وزارت ارشاد تصميم گيرنده نيست.+.] تو خود حدیث مفصل بخوان ازین مجمل.

+ در زمینه افشای نیرنگبازی مرادی غیاث آبادی: «روزنگار تاریخی و فرهنگی اسفند ماه» به پانویس نوشته توجه کنید.

Get free blog up and running in minutes with Blogsome | Theme designs available here