..and you could have it all!
چقدر هوا سرد است!
چقدر هوا سرد است!
اعدام را متوقف کنید.
سانسور را متوقف کنید.
مطبوعات را آزاد کنید.
دستگیری، توهین و شکنجه ی سیاسیون را متوقف کنید.
اصول شهرسازی را رعایت کنید.
قوانین را انسانی کنید.
به انسانیت بها بدهید.
ارعاب نکنید.
اینقدر اعلامیه و اطلاعیه ندهید.
اینقدر به نداشته هایتان افتخار نکنید.
اینقدر از دیگران از مرده ها مایه نگذارید.
حریم خصوصی افراد را رعایت کنید.
یکی از “بچه های خوب ِ احتمالا انقلابی” متنی را برای من توی پیامگیر وبلاگ گذاشته به این مضمون:
[دوستانه به شما توصیه میکنم که در شرایطی که موج اسلام خواهی و حاکمیت عدالت پیشگان در خاورمیانه و سایر کشورها برپا شده مراقب باشید از قافله اهل ایمان و معرفت و بصیرت جا نمانید. فراموش نکنید که امام حسین(ع) را منتظرانش کشتند به هوش باشید که دیر نخواهد بود که صدای هل من ناصر امام زمان(عج) به گوش خواهد رسید. مبادا که با وسوسه های شیاطین و مکاران از رهروی حق و عدالت بازبمانیم.
دوست عزیز، سلامتی و حسن عاقبت جنابعالی را آرزومندم.]
و من مانده ام چگونه جوابت را بدهم تا بفهمی. می فهمی؟ و مانده ام که تا به کی؟ تا به كي توانم نوشت، آن هنگام كه چيزي براي نگاشتن نيست؟ آنچه كه هست، يا به تمامي نگريستنيست و نه نگاشتني، و يا چنان است كه ارزش نگرش نيز ندارد چه رسد به نگارش …
تا به كي بايد فرياد برآرم كه هاي آدمهاي پشت شيشه! تا به كي خود را خواهيم فريفتن؟ تا به كي اميد بيداري به كساني بنديم كه به لالايي وعده هاشان سال هاست كه خفته ايم. تا به كي توضيح واضحات بدهم و سخن از فاجعات بگويم، كه اگر متهم به سيه نگريستن ِ دنيايم نكنيد، لبخندي از سر فضيلتِ نداشته تان خواهيد زد و به جهالتِ داشته ام خواهيد خنديد.
تا به كي بگويم تا به كي؟ كه آنچه هست همه تزوير است و دروغ روي دروغ روي دروغ روي دروغ!..
چرا مي خواهيد خود را بفريبم؟ آنچه كه هست همه خيانت است، همه يا دگر فروشيست و يا خود فروشي، همه فراموشيست، همه تطهير ابتذال است، همه كشتن عشق است، همه تاريكي روح است، همه سقوطِ انسان است، همه بي عدالتيست، همه ظلم است، همه پرستيدنِ خداي مرده است. وقتي كه مي گويم همه، منظورم يك كليتِ شامل استثناست … وگرنه نيك مي دانم كه گوهر فروشانِ صداقت، هنوز در بازار دروغ يافت مي شوند.
وقتي كه مي گويم عدالت، نه به آن معنيست كه انتظار حكمي به سودِ خويشتن داشته باشم - كه چه كمند اينچنينيان - و به زيانِ آنان كه دركِ زيانكاريشان ذكاوتِ چنداني طلب نمي كند. وقتي مي گويم عدالت، آن فرشته اي را مي خوانم كه در وجودِ همه تان، خفته است:
تو می گویی “حسین” و من می گویم “تو نمی دانی چه می گویی!..” تو می گویی “استکبار” و من..، باز… “همان”. همان و درد. همان و دریغ!.. دریغ که فریادِ حسین “هل من ناصر ینصرنی” بود و فریادِ تو “هل من ناصر ینصره” و دریغ که هر دو بی جواب ماند. اما بتو قول می دهم که دیگر علی تنها نیست، چه یا علی علی نیست یا که این “علیخانه” پر از عاص است و ابوموسی است و طلحه است و زبیر و بگو حالا دیگر کجاست حمیتی که برادر را سکه داغ کند و بیگانه را تیمار؟ اما همه “خفه مرده بودند”، نه به خاطر آنکه زیر خاک باشند، چون نمی توانستند جوابش را بدهند وقتی که او پرسید: “عمه، بابایم کجاست”. کجاست؟! تو می توانی جوابِ این سئوالِ به ظاهر ساده را بدهی؟
آخر، تا به كي بايد ببندم دهانم را. تا به كي با دشنه اي از شرم، پاسخ طعنه هاي قلب رام نشدني ام را بدهم؟ تا به كي؟
تا به كي چشمانم را به زمين بدوزم كه مبادا ناخودآگاه، آتشِ درونم به جانِ ديگري شعله افكند و به فرياد خواندش كه:
كه آنگاه كه آوايم را بشنود، چشمهايش را ببندد و صورتش را پشتِ صورتكي كه از دست هايش مي سازد پنهان كند و … هيچ.
سوگند به آن اصالتي كه نه از آنِ مرگ است و نه از آنِ زندگي … و تنها و تنها از آنِ عشق است و عشق،
سوگند به بزرگيِ عشق، آن واژه كه خود سرانه به كارش مي گيرند بي آنكه بدانند چه در پسِ آن نهفته است،
“و سوگند به عاشق”، آن هنگام كه خردش به جنون خواند و فريادش به سكوت،
در آخر، من هم چون شما “دوست عزیز، سلامتی و حسن عاقبت جنابعالی را آرزومندم.” اما نه به آنگونه که سخنِ شماست، که راه به “تهدید” هم می برد و آنگونه که از حس قدرت شرسار است. چراکه شما قدرتِ لزجِ آمیخته دارید و من فقط آماده ام تا مظلومِ ظلمِ لزجِ شما شوم. اما با خوشی و مهربانی، این ظلمِ لزجتان را می پذیرم. نیک دانم،…شما در انجام کارهایتان، بیچاره اید.
جوانان اصلاح طلب در بیانیهای، با اشاره به در پیش بودن ۱۱ اسفند، زادروز میرحسین موسوی، هشدار دادند که ادامهی حصر موسوی و کروبی، به بیشتر شدن فاصله مردم از حاکمیت و نیز بحرانیتر کردن کشور منجر خواهد شد. آنها همچنین اعلام کردند که اگر تا آن روز حصر موسوی شکسته نشود، با همراهی و همفکری «شورای هماهنگی راه سبز امید» به راهپیمایی خواهند پرداخت و بار دیگر خیابانها را سبز خواهند کرد.
به گزارش کلمه، در این بیانیه جوانان اصلاح طلب آرزو کرده و از خدا خواستهاند که “در مسیر دستیابی به اهداف جنبش سبز، که سعادتمندی همه ایرانیان را طالب است، قطره خونی از دماغ کسی ریخته نشود و جانی قربانی نشود، و حاکمیت در یابد که بجای سرکوب و زور و حصر و حبس معترضان و منتقدان باید صدای آنها را بشنود و گفتگو و مصالحه و اجرای بدون تنازل قانون اساسی را مبنای رفتار خود قرار دهد و راه را بر اصلاحات گشوده دارد.”
متن کامل این بیانیه در ادامه آمده است:
به نام خداوندی که انسان را خلق کرد و به او نعمت بزرگ آزادی را هدیه داد
تولد من روز آشنایی با شماست.
“میرحسین موسوی”
در مسیر سبزی که آغاز به پیمودن آن کرده ایم، فراز و نشیب های بسیار را پشت سر گذاشته و روز به روز بر وحدت و همدلی مان افزوده شد، و هر روز بر آرمان و ایمانمان استوارتر شدیم و هر لحظه امیدمان به پیروزی در راهی که برگزیدیم افزون تر شد و می شود.
در کنار هم آموختیم که به قول موسوی عزیز جریان سبز و آرمان های سبزمان را زندگی کنیم و سبز بودن و تفکر سبز را در لایه لایه زندگی خود وارد کنیم و در این راه صبر و استقامت بورزیم.
آری، میرحسین عزیز این سال را سال صبر و استقامت نامید و ما نیز نشان دادیم که به راستی در سختی ها و مشقات و گردنه های دشوار و صعبی که ناامیدی را سرسختانه القا می کنند، صبوریم و استقامت و بردباری مان را به رخ کشیدیم ، استقامتی که پس از یک سال سکوت و بردباری آگاهانه، بدون هیچ تغییری در آرمان بزرگ ومرام مسالمت آمیز و به دور از خشونت مان بار دیگر ما را با همان استواری پیشین به خیابان ها آورد.
در این مدت عزیزان زیادی را بدرقه زندان ها کردیم و مادران و پدران و فرزندان و همسران بسیاری میهمان بهشت زهرا و گلزارهای شهدا شدند، اما می دانیم و دیدیم که با هر قطره خونی که بر زمین ریختند بذر آگاهی را در ضمیر ملت ایران بیشتر آبیاری کردند. هر چند رنجی فراموش نشدنی بر دلهامان نشست اما استواری و عزممان برای پیمودن راه مقدس آزادی که در آن قربانیان زیادی را نثار کردیم بیشتر و مستحکم تر شد.
۲۵ بهمن و ۱ اسفند باز هم به همگان نشان داد که جنبش سبز ریشه هایی عمیق در اندیشه مردم ایران دارد و نیز ترس کودتاگران و دیکتاتور ها را از جنبشی که بارها آن را مرده نامیدند نشان داد. جنبشی که اینک جریان های مدنی و مردمی کشورهای منطقه را به خروش آورده و همدلی را در این بین دامن زده است. همچنین پیام دیگر حضور مردم در ۱ اسفند این بود که ما از یک قطره از خون های عزیزانمان که به ناحق ریخته اند نمی گذریم و حتی به قیمت نثار جانی دیگر برای دفاع از آن ایستاده ایم. ۱ اسفند به همه نشان داد که قاتلانی که عزم دزدیدن شهدا را دارند حتی اگر از همه رسانه های خود دروغ پراکنی کنند و نعل وارونه بزنند باز هم در برابر اراده مردم به هیچ شمرده می شوند.
ما جوانان احزاب اصلاح طلب در این برهه حساس از تاریخ ایران، همچون شما مردم شریف سبزاندیش ایران دغدغه بزرگمان حمایت و حفاظت از رهبران جنبش سرفراز سبز ایران است، رهبرانی که همیشه خود را عضوی کوچک از جنبش بزرگ سبز ایران نامیدند و همواره در سخت ترین شرایط در کنارمان بوده و هستند.
آری، ما همچون شما نگران رهبران و یاوران سبزمان هستیم، نگران میرحسین موسوی و زهرا رهنورد و مهدی کروبی هستیم که اینک در حصار کوته اندیشی و بی خردی کودتاگران گرفتارند، ما این یاورانمان را تنها نمی گذاریم و هم اینک از آنان که این عزیزان را در حصر کرده اند و گمان باطل می کنند که با این کار جنبشی که حالا نه تنها در ایران که در جهان رسمیت و اعتبار دارد را از ادامه حرکت باز خواهند داشت، می خواهیم که این حصر را پایان دهند و هشدار می دهیم که این رفتار جز بیشتر کردن فاصله مردم از شما و نیز بحرانی تر کردن کشور چیزی در پی نخواهد داشت.
ما جوانان احزاب اصلاح طلب از هم اکنون اعلام می داریم که در صورت پایان ندادن به این حصر تا پیش از ۱۱ اسفند، روز تولد مرد اخلاق و شرف و انسانیت و استواری، میرحسین موسوی، از مردم ایران دعوت خواهیم کرد که به پاسداشت همه بزرگی هایی که این مرد بزرگ با خود به ارمغان آورده است، به خیابان بیایند، ما با همراهی و همفکری « شورای هماهنگی راه سبز امید » که اینک در شرایط حصر رهبرانمان و در همراهی با آنان عهده دار هماهنگی حرکت های مردمی جنبش سبز شده است، مسیر راه پیمایی را اعلام خواهیم کرد و از مردم می خواهیم که با حضور خود مسیر اعلام شده را سبز کنند و این روز را نیز به روزی ماندگار در تقویم پرافتخار سبز ایران بیافزایند. ما هدیه خود، که پیام همدلی و همراهی ماست را به گوش موسوی و رهنورد و کروبی عزیز خواهیم رساند و در این راه از هیچ مانعی بیم نداریم. آرزو داریم و از خدا می خواهیم که در مسیر دستیابی به اهداف جنبش سبز ، که سعادتمندی همه ایرانیان را طالب است ، قطره خونی از دماغ کسی ریخته نشود و جانی قربانی نشود ، و حاکمیت در یابد که بجای سرکوب و زور و حصر و حبس معترضان و منتقدان باید صدای آنها را بشنود و گفتگو و مصالحه و اجرای بدون تنازل قانون اساسی را مبنای رفتار خود قرار دهد و راه را بر اصلاحات گشوده دارد . تجربه های جاری در کشورهای منطقه بهترین شاهد براین مدعاست که پیمودن هر راهی جز این از سوی حاکمیت، با هر توجیهی، خطاست و هزینه های سهمگینی را برکشور و مردم تحمیل می کند و در نهایت سرانجامی جز پیروزی جنبش سبز مردم ایران ندارد.
جوانان احزاب اصلاح طلب
۴/۱۲/۸۹
توجه: از آنجا که این وبلاگ هر لحظه در خطر “سانسور” دولتی و از دسترس خارج شدن مطالب آن قرار دارد، دوستانی که مایلند مطالب مهم خبری این وبلاگ بهنگام به روزرسانی برایشان فرستاده شود، لطفا نشانی ایمیل خود را برای من از طریق “پیامگذار وبلاگ” بفرستند. |
توضیح: انتشار اخبار مربوط به جنبش سبز در این وبلاگ، تنها بدلیل احترام به قوانین حقوق بشری و حق انتشار و بیان آزادانه ی “سخن” صورت می گیرد.
Get free blog up and running in minutes with Blogsome | Theme designs available here